|
گلی غمگین و مغموم که رنگ شادی را ندیده بود.
در خانه ای تنگ، گریسته بود
گل بی آزار، چه آزارهایی دیده بود
ز دست خارهازخمی شده بود
خشم یکی از خارها برانگیخته شده بود
گل بی آزار پژمرده شده بود
گل بی گناه چشمش به آسمان افتاده بود.
پ.س ن.این شعرتقدیم به تمام
گل های زندگی (به خصوص آزار دیده ها) می کنم.
در این جا می خواهم از کودک آزاری صبحت کنم، که کاری بسیار ناشایست ،
پست و رعایت نکردن حقوق کودک می باشد.
خاطرات زیبای کودکی را از کودکانمان نگیریم.
|